گچساران و باشت امروز در یک مقطع مهم توسعهای قرار گرفتهاند؛ مقطعی که میتواند آینده اقتصادی، صنعتی و اشتغال منطقه را برای سالها تغییر دهد. در چنین شرایطی، بیش از هر چیز به آرامش، حمایت و همدلی نیاز داریم، نه حاشیهسازی، سهمخواهی و تسویهحسابهای سیاسی.
صدای جنوب:
گچساران وباشت را پای سهمخواهیهای سیاسی قربانی نکنیم؛ همه پشت تاجگردون برای توسعه بایستیم
لیشتر باید ساخته شود، پروژهها باید به ثمر برسند و جوانان باید صاحب شغل شوند؛ وقت آن رسیده است باندبازی و جناحگرایی را کنار بگذاریم
گچساران و باشت امروز در یک مقطع مهم توسعهای قرار گرفتهاند؛ مقطعی که میتواند آینده اقتصادی، صنعتی و اشتغال منطقه را برای سالها تغییر دهد. در چنین شرایطی، بیش از هر چیز به آرامش، حمایت و همدلی نیاز داریم، نه حاشیهسازی، سهمخواهی و تسویهحسابهای سیاسی.
اگر قرار است پروژههای بزرگ به سرانجام برسند، اگر قرار است سرمایهگذار وارد منطقه شود و اگر قرار است برای جوانان گچساران و باشت شغل ایجاد شود، باید از کسانی که توان پیگیری، رایزنی، جذب منابع و باز کردن گرههای اجرایی را دارند، حمایت کرد.
اینجاست که نقش غلامرضا تاجگردون برجسته میشود.
حمایت از تاجگردون امروز نباید صرفاً یک حمایت سیاسی یا انتخاباتی تلقی شود؛ حمایت از مسیر توسعهای است که میتواند برای گچساران و باشت فرصت ایجاد کند.
تاجگردون را تنها نگذاریم
ممکن است با یک نماینده اختلاف سلیقه سیاسی داشته باشیم؛ ممکن است نسبت به عملکرد او نقدهایی داشته باشیم؛ اما آیا هر اختلافی باید به قیمت متوقف شدن پروژهها و از دست رفتن فرصتهای سرمایهگذاری تمام شود؟
پاسخ روشن است: نه!
وقتی موضوع، توسعه منطقه، ایجاد اشتغال و آینده جوانان است، باید اختلافات شخصی و جناحی را کنار گذاشت.
اگر تاجگردون میتواند پروژه بیاورد، باید کمکش کرد؛ اگر میتواند سرمایه جذب کند، باید حمایتش کرد؛ اگر میتواند موانع را از سر راه توسعه بردارد، نباید با حاشیه و فشار سیاسی مسیرش را دشوار کرد.
این حمایت البته به معنای چشم بستن بر ضعفها نیست؛ بلکه به معنای حمایت از کار و مطالبهگری همزمان است.
لیشتر؛ قربانی حاشیه نشود
پتروپالایشگاه لیشتر را باید فراتر از یک پروژه دید.
لیشتر میتواند بخشی از آینده صنعتی و اقتصادی منطقه باشد؛ پروژهای که در صورت تکمیل و بهرهبرداری، ظرفیت ایجاد اشتغال و شکلگیری فعالیتهای اقتصادی پیرامونی را دارد.
حواشی اخیر پیرامون این پروژه و اعتراضهای مرتبط با موضوع اشتغال باید با دقت و بدون هیجان بررسی شود.
جوان بومی حق دارد درباره اشتغال مطالبه داشته باشد؛ اما مطالبهگری باید از مسیر قانونی و شفاف دنبال شود.
از طرف دیگر، مسئولان و متولیان پروژه نیز باید درباره روند جذب نیرو، معیارهای استخدام، سهم نیروهای بومی و مراحل پیشبینیشده، شفاف و روشن با مردم سخن بگویند.
راه حل نه بیتوجهی به مطالبه جوانان است و نه تبدیل پروژه به میدان تنش.
راه حل، شفافیت و آرامش است.
یک سؤال جدی از مخالفان توسعه
آیا قرار است هر پروژهای که در گچساران و باشت آغاز میشود، به میدان رقابت باندهای سیاسی تبدیل شود؟
آیا قرار است هر سرمایهگذاری که وارد منطقه میشود، از همان ابتدا با فشارها و سهمخواهیها مواجه شود؟
آیا قرار است فرصتهای اشتغال جوانان قربانی دعواهای سیاسی شود؟
اگر پاسخ این سؤالات منفی است، پس باید رفتارمان را تغییر دهیم.
گچساران بیش از آنکه به مخالفخوانی نیاز داشته باشد، به پروژه، سرمایه، اشتغال و آرامش نیاز دارد.
دست از سهمخواهی برداریم
اینکه هر گروه سیاسی یا فردی بخواهد سهمی از پروژهها و استخدامها برای خود تعریف کند، سمّ توسعه است.
پروژه عمومی است؛ سرمایهگذاری برای منطقه است؛ اشتغال باید بر اساس قانون و شایستگی باشد.
هیچکس نباید پروژههای ملی و منطقهای را ملک شخصی خود بداند.
از طرف دیگر، نباید اجازه داد سهمخواهی برخی افراد بهانهای برای زیر سؤال بردن اصل سرمایهگذاری و توسعه منطقه شود.
این دو موضوع باید از یکدیگر تفکیک شوند.
لیشتر اولی نیست؛ آخری هم نباید باشد
پتروپالایشگاه لیشتر اگر به سرانجام برسد، باید آغاز یک مسیر باشد، نه پایان آن.
گچساران و باشت فقط نفت ندارند.
کشاورزی، صنعت، انرژی، گردشگری، صنایع تبدیلی و ظرفیتهای انسانی منطقه میتوانند دهها پروژه دیگر را شکل دهند.
اما برای آوردن سرمایه و اجرای پروژه، یک شرط اساسی لازم است:
آرامش.
سرمایهگذار جایی میرود که احساس امنیت و ثبات کند. پروژه جایی پیش میرود که حاشیه بر متن غلبه نکند.
امروز باید پشت توسعه بایستیم
امروز وقت آن نیست که انرژی منطقه صرف دعوای «چه کسی آورد؟»، «چه کسی سهم بیشتری دارد؟» و «چه کسی به چه جناحی نزدیک است؟» شود.
سؤال اصلی باید این باشد:
چه چیزی برای مردم گچساران و باشت بهتر است؟
اگر پاسخ، اجرای پروژه و ایجاد اشتغال است، همه باید کمک کنیم.
اگر پاسخ، جذب سرمایه و توسعه زیرساخت است، همه باید حمایت کنیم.
اگر پاسخ، شفافیت در استخدام است، همه باید مطالبهگر باشیم.
و اگر پاسخ، ادامه مسیر توسعه است، باید پشت کسانی بایستیم که توان پیگیری این مسیر را دارند.
حمایت از تاجگردون؛ حمایت از یک مسیر توسعه
تاجگردون ممکن است مخالف داشته باشد؛ ممکن است منتقد داشته باشد؛ اما نمیتوان نقش یک نماینده را در پیگیری پروژهها و جذب ظرفیتهای اقتصادی منطقه نادیده گرفت.
اختلاف سیاسی نباید به دشمنی با توسعه تبدیل شود.
امروز باید به جای تضعیف هر طرح و پروژهای، کمک کنیم مسیر سرمایهگذاری در گچساران و باشت ادامه پیدا کند.
تاجگردون را برای توسعه تنها نگذاریم.
از او بخواهیم بیشتر پیگیری کند، بیشتر شفافسازی کند، بیشتر برای جوانان منطقه فرصت ایجاد کند و پروژههای بیشتری به گچساران و باشت بیاورد؛ اما در مقابل، اجازه ندهیم فشارهای سیاسی و سهمخواهیهای فردی، سرمایه و پروژه را از منطقه فراری دهد.
حرف آخر
گچساران و باشت دیگر فرصت آزمون و خطای سیاسی ندارند.
جوان بیکار، پروژه میخواهد؛ سرمایهگذار، آرامش میخواهد؛ مردم، نتیجه میخواهند.
پس بیایید یکبار برای همیشه باندبازی، جناحگرایی و سهمخواهی را کنار بگذاریم.
نقد باشد؛ اما تخریب نباشد.
مطالبه باشد؛ اما آشوب نباشد.
نظارت باشد؛ اما مانعتراشی نباشد.
و حمایت باشد؛ اما حمایت از توسعه و منافع مردم.
همه برای گچساران، همه برای باشت و همه برای توسعه استان.
و اگر قرار است کسی در خط مقدم پیگیری این مسیر باشد، باید به جای تضعیف او، کمک کنیم کارش را بهتر انجام دهد.
پتروپالایشگاه لیشتر اولی نخواهد بود و نباید آخری هم باشد؛ آینده گچساران و باشت را باید با پروژه، سرمایهگذاری، اشتغال و آرامش ساخت.
حمایت از تاجگردون، وقتی در مسیر منافع مردم و توسعه منطقه باشد، حمایت از آینده گچساران و باشت است.
