هدف دشمن، قطع ارتباط میان «حاکمیت» و «ملت» است. اما پاسخ ایران: ایران با بازتعریف مفهوم «عمق راهبردی»، جنگ را به فراتر از مرزها برده و با مدیریت «تنگه هرمز»، شاهرگ اقتصادی متجاوز را در اختیار گرفته است.
صدای جنوب:
یاداشت مهدی مستوی: هدف دشمن، قطع ارتباط میان «حاکمیت» و «ملت» است. اما پاسخ ایران: ایران با بازتعریف مفهوم «عمق راهبردی»، جنگ را به فراتر از مرزها برده و با مدیریت «تنگه هرمز»، شاهرگ اقتصادی متجاوز را در اختیار گرفته است.
استفاده از ظرفیت ژئوپلیتیک تنگه هرمز، نه یک اقدام ایذایی، بلکه یک «اقدام متقابل حقوقی» در پاسخ به تروریسم رسمی و تحریمهای غیرقانونی است.
مدیریت منابع و اقتصاد جنگی در مسیر تعالی مهم ترین راهبرد است که در شرایط تحریم و جنگ، «تخصیص منابع» نباید صرفاً ناشی از اضطرار باشد. ایران نیازمند گذار از «اقتصاد مقاومتی ایستایی» به «اقتصاد پویای بازدارنده» است.
منابع باید به سمت «پروژههای پیشران» (مانند کریدورهای شمال-جنوب و صنایع دانشبنیان دفاعی) هدایت شوند که همزمان «امنیت» و «توسعه» را تولید میکنند.
البته جایگزینی مسئولان شهید باید بر اساس مدل «مدیریت بحران چابک» صورت گیرد؛ افرادی که نه تنها متخصص، بلکه دارای «هوش استراتژیک» برای بازی در زمین پیچیده بینالمللی باشند که خوشبختانه هم همین گونه هست.
به نظر میرسد طراحی نظم جدید از اهمیت بسزایی برخوردار است چرا که وابستگی متقابل امنیت و توسعه، متن پژوهشکده به درستی اشاره میکند که «بقا» به تنهایی پیروزی نیست. پیروزی واقعی، تحمیل هزینه به دشمن از طریق طراحی یک «معماری امنیتی بومی» است.
به نظر نگارنده میرسد با ایجاد نظم نوینی مانند تشکیل «مجمع همکاریهای امنیتی خلیج فارس» با مدل تضمین متقابل میتواند همچنان ایران را دست برتر نگهدارد. در این مدل، امنیت شمال خلیج فارس (ایران) و جنوب آن (کشورهای
عربی) به یکدیگر گره میخورد.
البته که نباید منطق حقوقی را فراموش کرد. منطق حقوقی بر پایه اصل «امنیت تقسیمناپذیر» استوار است. اگر ایران ناامن باشد، هیچکس در منطقه طعم امنیت و توسعه را نخواهد چشید.
در تحلیل «خیابان»، نباید از یاد برد که قدرت جمهوری اسلامی، «مردمپایه» است. در زمان جنگ، صیانت از حقوق شهروندی و ارتقای شفافیت، بهترین پدافند غیرعامل است.
– پیشنهاد این است که راهکارهای هوشمندانه برای حفظ رفاه نسبی و سلامت روان جامعه در شرایط جنگی، به عنوان سوختِ اصلی موتور بازدارندگی ملی در نظد گرفته شود زیرا ایران در حال گذار از یک «دولت درگیر بحران» به یک «دولت معمار نظم» است. مسئولان جدید، بهویژه در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی، باید بدانند که میز مذاکره هوشمندانه و میدان جنگ، دو روی یک سکهاند. پیروزی در میدان (تنگه و منطقه) باید در متون حقوقی و قطعنامههای بینالمللی به «امتیازات راهبردی» تبدیل شود.
