با نزدیک شدن به انتخابات شورای شهر، بار دیگر در بسیاری از مناطق کمتر توسعهیافته یافته، بهویژه شهر دهدشت و سایر مناطق شهرستان کهگیلویه، شاهد پررنگ شدن نگاههای طایفهای، جغرافیایی و بعضاً منفعتطلبانه هستیم؛ نگاهی که متأسفانه در بسیاری از موارد، اصل شایستهسالاری را قربانی مصلحتهای ظاهری و اجماعهای تحمیلی میکند.
صدای جنوب:
یادداشت صدای جنوب /
شورای شهر؛ میدان خدمت، نه قربانی اجماعهای تحمیلی
با نزدیک شدن به انتخابات شورای شهر، بار دیگر در بسیاری از مناطق کمتر توسعهیافته، بهویژه شهر دهدشت و شهرستان کهگیلویه، شاهد پررنگ شدن نگاههای طایفهای، جغرافیایی و بعضاً منفعتطلبانه هستیم؛ نگاهی که متأسفانه در بسیاری از موارد، اصل شایستهسالاری را قربانی مصلحتهای ظاهری و اجماعهای تحمیلی میکند.
در این فضا، طوایف مختلف معمولاً با چندین گزینه وارد عرصه انتخابات میشوند، اما در ادامه با فشار برخی بزرگان، معتمدین، افراد صاحب نفوذ مالی و تصمیمسازان پشتپرده، تلاش میشود تا اجماعی ظاهری شکل گیرد و برخی نامزدها به نفع فرد یا افراد خاصی کنار بروند. این اجماعها گاهی با عنوان «مصلحت جمعی» مطرح میشوند، اما در واقع چیزی جز حذف نیروهای توانمند و تحمیل اراده برخی افراد محدود نیست.
آنچه نگرانکنندهتر است، کنار رفتن افرادی است که از نظر علمی، مدیریتی، تجربه کاری و کارنامه اجرایی، بهمراتب شایستهتر و توانمندتر از برخی گزینههای باقیمانده هستند. در مقابل، گاهی افرادی در صحنه باقی میمانند که نه سابقه مشخصی در حوزه مدیریت شهری دارند و نه حتی در سطح عمومی جامعه از شناخت کافی برخوردارند؛ افرادی که شاید به سختی در محدوده محل زندگی خود شناخته شده باشند، اما با حمایتهای خاص در مسیر انتخابات حفظ میشوند.
شهر دهدشت و دیگر شهرهای شهرستان کهگیلویه و حتی سراسر استان کهگیلویه و بویراحمد، دیگر ظرفیت آزمون و خطا را ندارند. ترکیب و عملکرد برخی شوراهای فعلی، بهخوبی نشان داده که شورای شهر محل تجربهاندوزی افراد ناآشنا با مسائل شهری نیست. این شهرها امروز بیش از هر زمان دیگری به نیروهای متخصص، پاکدست، باتجربه و آشنا با مسائل مدیریت شهری نیاز دارند؛ افرادی که بدون نگاه مالی، منفعتطلبی شخصی، وابستگیهای طایفهای، جغرافیایی و سیاسی، تنها با هدف خدمت به مردم وارد پارلمان شهری شوند.
از همین رو، مردم باید نسبت به این اجماعسازیها حساس باشند و اجازه ندهند تصمیمسازی انتخابات در اختیار کسانی قرار گیرد که بیش از منافع عمومی، به دنبال تأمین منافع شخصی و گروهی خود هستند. رأی مردم نباید اسیر بازیهای پشتپرده و بدهبستانهای سیاسی و طایفهای شود.
از سوی دیگر، نامزدهایی که ثبتنام کردهاند و از مراحل اجرایی و نظارتی عبور کردهاند، نباید بهسادگی میدان را ترک کنند. کسی که وارد این عرصه شده، بیتردید در خود توانایی، انگیزه و ظرفیت خدمت دیده است؛ بنابراین نباید تحت فشار اجماعهای زورکی و تحمیلی، صحنه را بر اساس ملاکهای شخصی و طایفهای رها کند.
آنان باید بمانند، رقابت کنند و اجازه دهند این مردم باشند که تصمیم نهایی را بگیرند، نه چند فرد محدود که شاید حتی تعریف دقیق و جایگاه واقعی شورای شهر را نیز بهدرستی نمیدانند. تاریخ سیاسی و اجتماعی هر شهر نشان داده است که عقبنشینی در برابر فشارهای تحمیلی، نه تنها به نفع مردم نیست، بلکه آیندگان نیز چنین تصمیمهایی را نخواهند بخشید.
شورای شهر باید محل حضور نخبگان، متخصصان و دلسوزان واقعی مردم باشد، نه نتیجه سهمخواهیهای طایفهای و اجماعهای ساختگی. امروز زمان آن رسیده که مردم و نامزدها، هر دو، در برابر این روند ایستادگی کنند؛ چرا که آینده شهر، بیش از هر چیز، به همین انتخابها وابسته است.
