پایگاه خبری تحلیلی صدای جنوب-صدای مردم جنوب ایران

پایگاه خبری تحلیلی صدای جنوب | Sedayejonoob.ir

منتشر شده در تاریخ: 10 مهر 1405 ساعت 14:07:: شناسه خبر: 171953

خودم دهک سه زندگی می‌کنم، بچه‌ام دهک ده!

«خودم دهک سه زندگی می‌کنم، بچه‌ام دهک ده!» شاید در نگاه اول یک جمله اغراق‌آمیز یا حتی شوخی به نظر برسد، اما پشت این جمله، واقعیتی وجود دارد که این روزها در بسیاری از خانواده‌ها دیده می‌شود؛

صدای جنوب 

به گزارش خبرنگار صدای جنوب شهرستان لنده، «خودم دهک سه زندگی می‌کنم، بچه‌ام دهک ده!» شاید در نگاه اول یک جمله اغراق‌آمیز یا حتی شوخی به نظر برسد، اما پشت این جمله، واقعیتی وجود دارد که این روزها در بسیاری از خانواده‌ها دیده می‌شود؛ پدر و مادری که برای تأمین هزینه‌های زندگی حساب هر خرجی را دارند، اما وقتی پای فرزندشان به میان می‌آید، گاهی همان حساب و کتاب را کنار می‌گذارند.

در لنده و بسیاری از شهرهای کوچک که درآمد بخش قابل توجهی از خانواده‌ها از حقوق کارمندی، مشاغل خرد، کشاورزی، دامداری یا درآمدهای محدود و فصلی تأمین می‌شود، فاصله میان دخل و خرج مسئله تازه‌ای نیست. هزینه مسکن، اجاره، خودرو، پوشاک، درمان، تحصیل، کتاب، خوراک و دیگر نیازهای روزمره، فشار اقتصادی زیادی بر خانواده‌ها وارد کرده است. خیلی از خانواده‌ها برای اداره زندگی، از بعضی خواسته‌های خود می‌گذرند تا چرخ زندگی بچرخد.
البته زندگی در لنده با کلانشهرهایی مثل تهران، شیراز، اصفهان یا اهواز یکسان نیست. بخشی از نیازهای غذایی خانواده‌ها با محصولات محلی، کشاورزی، دامداری یا تولیدات خانگی تأمین می‌شود و هزینه برخی امور نیز با شهرهای بزرگ قابل مقایسه نیست. اما پایین‌تر بودن بخشی از هزینه‌ها به معنای بالا بودن قدرت خرید نیست. درآمد محدود، در کنار افزایش مداوم هزینه‌ها، باعث شده بسیاری از خانواده‌ها برای تأمین نیازهای معمول زندگی نیز با دشواری روبه‌رو باشند.
با این حال، در میان همین خانواده‌ها گاهی اتفاق دیگری رخ می‌دهد؛ پدر و مادری که برای خودشان صرفه‌جویی می‌کنند، لباسشان را دیرتر عوض می‌کنند، خرید بعضی وسایل را عقب می‌اندازند، تفریح و سفر را محدود می‌کنند و حتی برای پرداخت برخی هزینه‌های ضروری زندگی با حساب و کتاب جلو می‌روند، اما برای فرزندشان حاضرند بیشتر از توان مالی خود هزینه کنند.
«نمی‌خواهم بچه‌ام چیزی کم داشته باشد.»
«نمی‌خواهم جلوی دوستانش خجالت بکشد.»
«ما سختی کشیدیم، نمی‌خواهیم او سختی بکشد.»
این جملات برای بسیاری از پدر و مادرها آشناست. نیت آنها هم معمولاً چیزی جز محبت به فرزند نیست. مسئله از جایی شروع می‌شود که محبت، با تأمین بی‌حد و اندازه خواسته‌ها اشتباه گرفته شود.

گاهی خرید لباس و کفش بیشتر از نیاز، گوشی و وسایل گران‌تر از توان خانواده، رستوران و خریدهای غیرضروری، خرج‌های مداوم برای تفریح و سرگرمی یا حتی قرض کردن برای حفظ ظاهر زندگی، آرام‌آرام به بخشی از سبک زندگی فرزند تبدیل می‌شود؛ در حالی که درآمد واقعی خانواده چنین سطحی از مصرف را پشتیبانی نمی‌کند.
اینجاست که شاید سؤال مهم‌تری از «چه چیزی برای بچه‌مان بخریم؟» باید پرسیده شود: «چه سبک زندگی‌ای به بچه‌مان یاد می‌دهیم؟»
کودکی که از همان سال‌های ابتدایی زندگی یاد بگیرد هر خواسته‌ای باید فوراً برآورده شود، ممکن است بعدها تصور کند میزان رفاه زندگی را باید با داشته‌های دیگران مقایسه کند. اما کودکی که در کنار محبت، با مفهوم قناعت، اولویت‌بندی، پس‌انداز، مسئولیت‌پذیری و متناسب خرج کردن آشنا شود، مهارتی برای تمام عمر یاد گرفته است.
قرار نیست خانواده‌ای که درآمد محدودی دارد، برای فرزندش لباس نامناسب، غذای کمتر یا امکانات ضروری کمتر فراهم کند. مسئله، تفاوت میان نیاز و خواسته است؛ تفاوت میان «نمی‌خواهم فرزندم کمبود داشته باشد» و «نمی‌خواهم فرزندم هیچ‌وقت نه بشنود».

در شهر کوچکی مثل لنده و دیگر شهرهای استان کهگیلویه و بویراحمد که بسیاری از خانواده‌ها درآمدهای بسیار بالا ندارند و فرصت‌های اقتصادی نیز مانند کلانشهرها گسترده نیست، این موضوع اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. شاید لازم باشد به جای تلاش برای شبیه شدن به سبک زندگی خانواده‌هایی با درآمدهای چند برابر، سبک زندگی متناسب با توان اقتصادی خودمان را تعریف کنیم.
فرزند ما اگر امروز به خاطر نداشتن فلان وسیله یا لباس، احساس کند از دیگران عقب مانده، فردا ممکن است برای رسیدن به همان سطح از مصرف، فشار بیشتری به خودش و خانواده‌اش وارد کند. اما اگر از کودکی بداند که ارزش آدم‌ها به قیمت لباس، مدل گوشی، خودرو یا میزان هزینه‌ای که برایشان می‌شود نیست، در بزرگسالی هم انتخاب‌های عاقلانه‌تری خواهد داشت.
پدر و مادری که امروز برای تأمین هزینه‌های زندگی خودشان با هزار حساب و کتاب جلو می‌روند، لازم نیست برای فرزندشان نقش خانواده‌ای با درآمد چند برابر را بازی کنند.
شاید یکی از بزرگ‌ترین محبت‌ها به فرزند این نباشد که هرچه می‌خواهد برایش فراهم کنیم؛ بلکه این باشد که یادش بدهیم با داشته‌هایش زندگی کند، برای خواسته‌هایش تلاش کند و اندازه جیبش خرج کند.

ما قرار نیست فرزندانمان را فقیر بزرگ کنیم؛ قرار است آنها را طوری تربیت کنیم که اگر روزی درآمدشان کم شد، زندگی‌شان فرو نریزد و اگر روزی درآمدشان زیاد شد، باز هم اسیر مصرف و چشم‌وهم‌چشمی نشوند.
در نهایت، شاید مسئله اصلی این نباشد که پدر و مادر «دهک سه» هستند و فرزندشان در سبک زندگی، «دهک ده» رفتار می‌کند؛ مسئله این است که آیا فرزند ما یاد گرفته متناسب با واقعیت زندگی خانواده‌اش زندگی کند یا نه؟!

این پرسش، مخصوص یک خانواده یا یک شهر نیست؛ اما در شهری مانند لنده که منابع درآمدی بسیاری از خانواده‌ها محدود است، شاید باید جدی‌تر درباره‌اش حرف زد.

دیدگاه ها بسته شده اند.

نظرسنجی

    • آخرین اخبار
    • پربازدیدترین اخبار

    ویدیو ها

    همراه اول

    بالای صفحه