روایتی از دلتنگی یک خانواده، مزاری که پس از هفتهها هویت صاحبش آشکار شد و سفری دشوار که هر سال با عشق تکرار میشود.
صدای جنوب
به گزارش خبرنگار صدای جنوب شهرستان لنده، گاهی فاصله میان دو دل، با کیلومتر سنجیده نمیشود؛ اما برای خانوادهای در روستای مشایخ شهرستان ممسنی استان فارس، رسیدن به آرامش چند ساعت نشستن کنار مزار برادر شهیدشان، به سفری چندصدکیلومتری گره خورده است؛ سفری از دل تنگناهای زندگی، با خودرویی کرایه ای و هزینهای که فراهمکردنش آسان نیست، به مقصد گلزار شهدای روستای آبرزگه از توابع شهرستان لنده در استان کهگیلویه و بویراحمد؛ جایی که برای آنان فقط یک مزار نیست، قرارگاهی برای دیدار با برادری است که سالهاست دلتنگش هستند.
دیروز خانواده شهید غضنفر پارسایی، با همان شوق و دلتنگی همیشگی، راه طولانی میان فارس و کهگیلویه و بویراحمد را پیمودند تا ساعاتی را در جوار مزار برادر شهیدشان بگذرانند و دوباره به خانه بازگردند؛ سفری دشوار برای چند ساعت حضور، اما دیداری که برای آنان ارزشی فراتر از تمام سختیهای راه دارد.

شهید غضنفر پارسایی، فرزند بزرگ خانوادهای از روستای مشایخ شهرستان ممسنی و از سادات این منطقه بود. او چهار برادر کوچکتر و دو خواهر داشت؛ برادری بزرگتر که روزی از میان خانواده رفت و نامش با شهادت گره خورد.
در آبانماه سال ۱۳۶۱، پس از شهادت او، پیکرش در شرایطی که هویت شهید بهدرستی مشخص نشده بود، به روستای آبرزگه منتقل و با تصور اینکه پیکر متعلق به همرزمش، نورالماس سیدی است، به خاک سپرده شد. مدتی بعد روشن شد که نورالماس سیدی زنده است و پیکر آرمیده در این مزار، متعلق به شهید غضنفر پارسایی بوده است.
روزها از خاکسپاری گذشته بود که خبر به خانواده پارسایی رسید؛ خبری که آنان را از روستای مشایخ به سوی مزاری کشاند که تا آن روز، از حقیقت صاحبش اطلاع نداشتند. آنان آمدند تا در برابر مزار برادر و فرزندشان بایستند؛ با اندوهی سنگین و واقعیتی که پذیرفتنش آسان نبود.
از آن روز سالهای بسیاری گذشته است. پدر و مادر شهید سال هاست که چشم از جهان فروبستند؛ اما با رفتن پدر و مادر، دلتنگی خانواده برای فرزند و برادر شهیدشان پایان نیافت. هنوز هم بازماندگان شهید، هر سال راه آبرزگه را در پیش میگیرند تا عهد خود را با او تازه کنند.

برای این خانواده، آمدن به آبرزگه یک سفر معمولی نیست. فاصلهٔ طولانی، هزینه رفتوآمد و دشواریهای جاده، هر سال بخشی از توان و اندوختهٔ محدود آن ها را میگیرد. خانوادهای کمبرخوردار که خودروی شخصی ندارند، ناچارند برای رسیدن به مزار عزیزشان خودرویی دربست کرایه کنند؛ هزینهای که تأمین آن برایشان آسان نیست و گاه باید بخشی از پول خود را در طول سال کنار بگذارند تا بتوانند این دیدار سالانه را عملی کنند.
با وجود این دشواریها، مقصد برایشان تغییر نمیکند. آنان میآیند، کنار مزار شهید مینشینند، با برادرشان تجدید عهد میکنند و پس از چند ساعت، دوباره مسیر طولانی بازگشت را در پیش میگیرند.
این خانواده هر سال به آبرزگه میآیند؛ نه به دنبال امکاناتی ویژه و نه برای برگزاری مراسمی پرهزینه، بلکه برای چند ساعت همنشینی با خاطرهٔ برادری که جای خالیاش در زندگی آن ها همچنان احساس میشود. آن ها با دستانی کمتوان از نظر مالی، اما با دلی سرشار از محبت، راهی را تکرار میکنند که برایشان معنای وفاداری دارد.

در این میان، مردم روستای آبرزگه نیز در طول این سالها با محبت و احترام، یاد شهید غضنفر پارسایی را زنده نگه داشتهاند. برگزاری برنامههای بزرگداشت شهید، نصب تصاویر او در معابر روستا و رسیدگی و نظافت مزارش در روزهای پنجشنبه و جمعه، جلوههایی از ارادت اهالی به این شهید است؛ محبتی که نشان میدهد او در این روستا تنها نیست و نام و یادش در دل مردم جای گرفته است.
خانواده شهید نیز هر بار که این مسیر طولانی را میپیمایند، با آغوش باز اهالی روبهرو میشوند و شبهنگام مهمان خانههای مردم روستا هستند. این مهماننوازی، خستگی راه را برای خانوادهای که با دشواری خود را به مزار عزیزشان میرسانند، کمتر میکند و آبرزگه را برای آنان به خانهای آشنا و دوستداشتنی تبدیل کرده است.
این رفتار شایسته مردم آبرزگه، جلوهای ارزشمند از فرهنگ تکریم شهدا و خانوادههای آنان است؛ مردمی که با رسیدگی به مزار شهید و میزبانی از خانوادهاش، نشان دادهاند پاسداشت شهدا فقط به نامگذاری خیابانها و برگزاری مراسم محدود نمیشود، بلکه در محبتهای بیادعا و رفتارهای ماندگار معنا پیدا میکند.

اما سهم مسئولان از این قرار عاشقی چیست؟
روایت خانواده شهید غضنفر پارسایی، تنها حکایت دلتنگی و وفاداری نیست؛ یادآوری مسئولیتی انسانی در برابر خانوادههایی است که با وجود تنگناهای اقتصادی، پیوند خود را با شهیدشان حفظ کردهاند و برای زنده نگهداشتن این ارتباط، دشواریهای فراوانی را به جان میخرند.
اکنون باید دید مسئولان شهرستان لنده، بخصوص بنیاد شهید و امور ایثارگران و دیگر نهادهای مرتبط برای تسهیل این سفر سالانه، می توانند گامی عملی بردارند؟
فراهمکردن وسیلهٔ رفتوآمد، اختصاص خودرو در زمان سفر یا تقبل هزینه کرایه مسیر، میتواند بخشی از بار سنگین این خانواده را سبک کند؛ حمایتی که شاید در نگاه نخست کوچک باشد، اما برای خانوادهای که ناچار است هزینه یک سفر چندصدکیلومتری را با دشواری فراهم کند، ارزشی بزرگ دارد.
چهبسا یک خودرو که در زمان مناسب در اختیار این خانواده قرار گیرد، یا هزینه رفتوآمدی که از دوش آنان برداشته شود، به معنای آسانتر شدن دیداری باشد که برای رسیدن به آن یک سال انتظار میکشند.

تکریم خانواده شهدا تنها در برگزاری مراسم و نصب تابلوهای یادبود خلاصه نمیشود. گاهی پاسداشت نام و راه یک شهید، در توجه به نیازهای ساده و واقعی بازماندگان او معنا پیدا میکند؛ در دیدن رنجی که شاید سالها بیصدا تکرار شده و در اقدامی که میتواند این رنج را کمتر کند.
خانواده شهید پارسایی هر سال میآیند و دوباره بازمیگردند؛ با خاطره برادری که دیگر میانشان نیست و امید به دیداری که سال بعد نیز تکرار خواهد شد. شاید وقت آن رسیده باشد که مسئولان، این قرار سالانه را تنها از دور تماشا نکنند و با اقدامی شایسته، راه رسیدن این خانواده به مزار عزیزشان را هموارتر سازند.
