حجتالاسلام والمسلمین علی وحدانیفر، امام جمعه دهدشت، در یادداشتی تحلیلی با اشاره به تغییر راهبرد غرب از «مهار فرسایشی» به «تصاعد بحران»، بر ضرورت تقویت بازدارندگی دفاعی ایران و آمادگی در برابر تهدیدهای ترکیبی دشمن تأکید کرد و تقویت فرماندهی اقتصادی، حمایت از معیشت مردم و تحکیم اعتماد عمومی را مکمل اقتدار ملی و ضامن عبور از بحرانها دانست.
صدای جنوب:
حجتالاسلام والمسلمین علی وحدانیفر، امام جمعه دهدشت، در یادداشتی تحلیلی با تشریح تغییر دکترین غرب از «مهار فرسایشی» به «تصاعد بحران»، تأکید کرد که محاسبات دشمن برای بازتولید سناریوهای تحمیلی تاریخی با برخورد به دیوار موازنه وحشت و تسلیحات غافلگیرکننده ایران فرو ریخته است؛ با این حال، حفظ این اقتدار میدانی نیازمند آرایش جنگی در فرماندهی اقتصادی و تحکیم عقبه معیشتی مردم است.
دراین یادداشت آمده است:
رصد و تحلیل رفتارشناسی محور واشنگتن–تلآویو در ماههای اخیر بیانگر یک واقعیت ملموس است: جبهه استکبار پس از بنبست در دیکته کردن شروط نامشروع خود از مسیرهای دیپلماتیک و بیاثر ماندن میانجیگریها، راهبرد خود را از «فرسایش تدریجی» به «تغییر موازنه از طریق تشدید بحران» ارتقا داده است.
تنشآفرینی در آبهای خلیج فارس و آرایش تهاجمی رژیم صهیونیستی، چیزی جز آزمودن دوباره عیار اراده ملی ملت ایران نیست. طراحان غربی در اتاقهای فکر خود هنوز بر این پندار باطل تکیه دارند که میتوان با برساخت دوگانه انحرافی «تسلیم یا جنگ»، جمهوری اسلامی را ناچار به عقبنشینی کرده و قراردادهای ننگینی نظیر ترکمانچای را تکرار کنند؛ غافل از اینکه هویت تاریخی، اراده ملی و عمق راهبردی دکترین دفاعی ایران هرگز چنین خطایی را برنمیتابد.
از پدافند کلاسیک تا شگفتانههای عملیاتی و موازنه وحشت
این یادداشت میافزاید: واکنش بازدارنده جمهوری اسلامی به این تحرکات، سخنپراکنی و لفاظی نیست، بلکه در قالب «بازدارندگی فعال و متقارن» عینیت یافته است. پیام آشکار تهران به سردمداران کاخ سفید این است: ایرانِ مقتدر امروز نه تنها در موقعیت پذیرش جنگ تحمیلی قرار ندارد، بلکه به درجهای از اقتدار رسیده که «موازنه وحشت» را بر متجاوزان تحمیل میکند.
هرگونه خطای محاسباتی ارتشهای متخاصم با پاسخهای معمول و کلاسیک پدافندی روبهرو نخواهد شد. خلاقیتهای تاکتیکی فرماندهان جوان انقلابی به همراه رونمایی از لایههای پیشرفته تسلیحات راهبردی، متضمن ضربات کوبندهای است که میدان تقابل را متحول کرده و زیرساختها و منافع حیاتی و آسیبپذیر متجاوزان را در کمترین زمان ممکن فلج خواهد ساخت. این طراحیهای غافلگیرکننده، برای ابطال قطعی محاسبات جنگطلبان تدارک دیده شده است.
پیوستگی خط مقدم و معیشت؛ ضرورت آرایش جنگی در فرماندهی اقتصادی
در ادامه آورده است: با این وجود، واقعبینی استراتژیک ایجاب میکند که توان نظامی را تنها یکی از اضلاع هندسه تابآوری ملی بدانیم. هجوم جبهه خصم، ماهیتی کاملاً ترکیبی (هیبریدی) دارد؛ دشمن وقتی ناتوانی خود را در شکافتن دیوارهای نفوذناپذیر بازدارندگی دفاعی ایران دید، تمرکز آتش خود را بر عقبه اجتماعی، ثبات معیشتی و روان اقتصادی جامعه معطوف کرده است.
در چنین شرایطی، هماهنگی کامل میان خاکریزهای نظامی و تدابیر اقتصادی ضرورتی حیاتی است. همانطور که توفیق در میدان نبرد در گرو پیشبینی، سرعت و غافلگیری است، در صحنه اقتصاد نیز تصمیمگیریهای بههنگام، چابکی در اجرا و افقگشایی آیندهنگرانه ضامن مهار بحرانهاست. آرایش جنگی در اقتصاد یک شعار نمادین نیست، بلکه مؤلفهای پایهای در منظومه امنیت ملی است. پایداری هر دژ مستحکمی مشروط به آن است که غرش سلاحها در خط مقدم با عدالت در توزیع و حمایت از طبقات مختلف در عقبه پیوند بخورد.
مدیریت اقتصادی کشور باید با تحکیم زنجیره تأمین مایحتاج اساسی، ساماندهی هوشمندانه ارز و صیانت همهجانبه از تولید ملی، سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی را تقویت نماید. فرجام این هماوردی تاریخی و ثبت پیروزی نهایی، تنها در سایه پیوند «شجاعت میدانی» با «انضباط اقتصادی و عدالت اجتماعی» رقم خواهد خورد.
