پایگاه خبری تحلیلی صدای جنوب-صدای مردم جنوب ایران

پایگاه خبری تحلیلی صدای جنوب | Sedayejonoob.ir

منتشر شده در تاریخ: 17 شهریور 1405 ساعت 14:06:: شناسه خبر: 171277

وام‌های اشتغال‌زایی لنده؛ آمارهای بزرگ، اثرهای کوچک!!

صدها فقره تسهیلات اشتغال‌زایی در سال‌های اخیر پرداخت شده، اما سؤال مردم همچنان پابرجاست: سهم این منابع در ایجاد شغل پایدار و رونق واقعی اقتصاد لنده کجاست؟

صدای جنوب 

به گزارش خبرنگار صدای جنوب شهرستان لنده، صدها فقره تسهیلات اشتغال‌زایی در سال‌های اخیر پرداخت شده، اما سؤال مردم همچنان پابرجاست: سهم این منابع در ایجاد شغل پایدار و رونق واقعی اقتصاد لنده کجاست؟

سال‌هاست یکی از پرتکرارترین خبرهای اقتصادی شهرستان لنده، خبر پرداخت تسهیلات اشتغال‌زایی توسط ادارات و سازمان های مختلف هست. این اعداد در نگاه نخست امیدوارکننده‌اند؛ اما یک پرسش اساسی وجود دارد: این منابع مالی چه تغییری در اقتصاد واقعی لنده ایجاد کرده‌اند؟

اگر صدها فقره تسهیلات در طول سال‌های گذشته پرداخت شده، چرا هنوز مشکل اشتغال جوانان یکی از دغدغه‌های اصلی شهرستان است؟ چرا کشاورزی به یک فعالیت اقتصادی حرفه‌ای و پایدار تبدیل نشده؟ چرا صنایع تبدیلی، فرآوری و بسته‌بندی محصولات رونق قابل توجهی نگرفته‌اند و چرا تعداد واحدهای تولیدی پایدار، متناسب با حجم تسهیلات پرداخت‌شده نیست؟
مسئله، وام نیست؛ مسئله نتیجه وام است.

تردیدی نیست که تسهیلات اشتغال‌زایی می‌تواند برای شهرستان محرومی مانند لنده یک فرصت مهم باشد؛ اما پرداخت وام با ایجاد اشتغال پایدار یکسان نیست.
ممکن است یک کارگاه با دریافت تسهیلات راه‌اندازی شود، اما به دلیل نبود بازار فروش، گرانی مواد اولیه، ضعف بازاریابی، نبود زیرساخت یا مشکلات مدیریتی، چندی بعد تعطیل شود.
ممکن است به کشاورز برای توسعه فعالیت خود تسهیلات داده شود، اما وقتی محصول تولید شد، بازار مناسبی برای فروش آن وجود نداشته باشد.

در چنین شرایطی، پول پرداخت شده، اما زنجیره اقتصادی شکل نگرفته است. اشتغال پایدار فقط با پول ایجاد نمی‌شود؛ سرمایه، مهارت، زیرساخت، بازار، مدیریت و نظارت باید در کنار یکدیگر قرار بگیرند.

آیا وام‌های اشتغال واقعاً به تولید می‌رسند؟
موضوع دیگری که باید شفاف و بدون پیش‌داوری بررسی شود، سرنوشت تسهیلات پس از پرداخت است. نمی‌توان بدون سند ادعا کرد که وام‌های اشتغال‌زایی لنده به‌طور گسترده منحرف شده‌اند؛ اما تجربه سیاست‌های تسهیلاتی در کشور نشان داده که انحراف منابع و شکست برخی طرح‌ها، یک آسیب واقعی و قابل بررسی است.
از طرف دیگر، نباید همه دریافت‌کنندگان تسهیلات را نیز مقصر دانست. خانواده‌ای که با بدهی، بیماری، هزینه‌های ضروری زندگی و فشار معیشتی روبه‌روست، ممکن است نتواند سرمایه دریافت‌شده را همان‌گونه که در طرح اولیه پیش‌بینی شده حفظ کند.
اما دقیقاً همین‌جا ضرورت نظارت و سیاست‌گذاری صحیح بیشتر می‌شود.
اگر قرار است پول با عنوان «تسهیلات اشتغال» پرداخت شود، باید اطمینان حاصل شود که این پول واقعاً به سرمایه تولید تبدیل می‌شود، نه اینکه در نهایت صرف جبران کسری‌های معیشتی یا خرید کالاهای مصرفی شود.

در این میان، نباید همه تقصیر را متوجه دریافت‌کنندگان وام کرد.
مسئولی که موفقیت خود را صرفاً با «تعداد وام‌های پرداخت‌شده» می‌سنجد، بانک یا دستگاهی که طرح را بدون ارزیابی دقیق اقتصادی تأمین مالی می‌کند، ناظری که پس از پرداخت تسهیلات پیگیری جدی ندارد و دریافت‌کننده‌ای که سرمایه را از مسیر تولید خارج می‌کند، هرکدام بخشی از این زنجیره‌اند.
حتی سیاست‌گذاری کلان نیز باید پاسخ دهد که آیا برای شهرستانی مانند لنده، نسخه واقعی توسعه اقتصادی طراحی شده یا صرفاً منابع مالی پراکنده میان افراد توزیع شده است؟

شاید یکی از مهم‌ترین مشکلات همین باشد که ما «پرداخت تسهیلات» را با «اشتغال‌زایی» اشتباه گرفته‌ایم. پرداخت فلان فقره وام، یک آمار اداری است؛ اما تعداد شغل‌هایی که سه سال بعد همچنان فعال‌اند، یک شاخص اقتصادی واقعی است.
بنابراین انتظار می‌رود دستگاه‌های متولی به جای اعلام صرف تعداد تسهیلات، گزارشی شفاف از نتایج آن ارائه کنند:
چند شغل ایجاد شده است؟
چند شغل پس از دو یا سه سال همچنان فعال است؟
چند واحد تولیدی تعطیل شده و دلیل آن چه بوده است؟
چه میزان تولید واقعی حاصل شده؟
چه مقدار از محصولات تولیدشده به خارج از شهرستان فروخته می‌شود؟
چه تعداد طرح به دلیل نبود بازار، سرمایه در گردش یا مشکلات زیرساختی شکست خورده‌اند؟
و مهم‌تر از همه:
چه میزان از منابعی که با عنوان اشتغال‌زایی به شهرستان آمده واقعاً به اشتغال پایدار تبدیل شده است؟
لنده به وام بیشتر یا اقتصاد قوی‌تر نیاز دارد؟

مسئله اصلی این نیست که چرا به مردم وام داده می‌شود؛ مسئله این است که چرا بعد از سال‌ها پرداخت تسهیلات، هنوز اقتصاد شهرستان به اندازه انتظار از این منابع بهره نبرده است.
لنده ظرفیت‌های قابل توجهی در حوزه کشاورزی، دامداری، گردشگری و برخی فعالیت‌های تولیدی دارد؛ اما ظرفیت زمانی به ثروت تبدیل می‌شود که برای آن زنجیره ارزش ساخته شود.

کشاورز باید بداند محصول خود را کجا و با چه قیمتی بفروشد.
تولیدکننده باید بازار داشته باشد.
محصول باید فرآوری و بسته‌بندی شود.
برند محلی باید شکل بگیرد.
و در نهایت، تولید لنده باید بتواند به بازارهای خارج از شهرستان راه پیدا کند.

در غیر این صورت، ممکن است سال‌ها وام پرداخت کنیم، اما همچنان در همان نقطه بایستیم.

مطالبه اصلی باید شفافیت درباره نتیجه وام‌ها و حرکت از اقتصاد تسهیلاتی به سمت اقتصاد تولیدی باشد.
مسئولان شهرستان اگر می‌گویند تسهیلات اشتغال‌زایی پرداخت شده، شایسته است کارنامه آن را نیز منتشر کنند. مردم حق دارند بدانند منابعی که به نام آنان و برای توسعه شهرستان اختصاص یافته، چه میزان اشتغال، تولید و درآمد پایدار ایجاد کرده است. از سوی دیگر، مردم نیز باید بپذیرند که وام اشتغال، پول مصرفی نیست؛ سرمایه‌ای است که قرار است برای خانواده و شهرستان درآمد ایجاد کند.

لنده بیش از آنکه به یک خبر دیگر درباره «پرداخت صدها فقره وام» نیاز داشته باشد، به خبری درباره افتتاح یک زنجیره تولید، ایجاد یک واحد فرآوری، رونق یک محصول بومی، ایجاد شغل پایدار و ماندگاری جوانان در شهرستان نیاز دارد.
مردم لنده به آمار وام بیشتر نیاز ندارند؛ به آمار شغل پایدار نیاز دارند.
به بیان ساده تر وام باید وسیله باشد، نه هدف. اگر هر سال میلیاردها ریال برای اشتغال هزینه می‌شود، باید اثر آن در بازار، کارگاه، مزرعه، تولید و زندگی مردم دیده شود.

حال باید این سؤال را از خودمان و مسئولین بپرسیم:
««با این همه تسهیلات اشتغال‌زایی، دقیقاً چند شغل پایدار در لنده ایجاد شده و چرا اثر این منابع در اقتصاد شهرستان آن‌گونه که باید دیده نمی‌شود؟»»

این پرسشی است که پاسخ آن، بیش از هر آمار دیگری می‌تواند میزان موفقیت سیاست‌های اشتغال‌زایی در لنده را مشخص کند.

دیدگاه ها بسته شده اند.

نظرسنجی

    • آخرین اخبار
    • پربازدیدترین اخبار

    ویدیو ها

    همراه اول

    بالای صفحه