پایگاه خبری تحلیلی صدای جنوب-صدای مردم جنوب ایران

پایگاه خبری تحلیلی صدای جنوب | Sedayejonoob.ir

منتشر شده در تاریخ: 18 شهریور 1405 ساعت 10:06:: شناسه خبر: 171316

وقتی سوگ هم به میدان چشم‌وهم‌چشمی تبدیل می‌شود؛ چه کسی مسئول تغییر فرهنگ عزاداری در لنده است؟

در سال‌های اخیر، شکل برگزاری برخی آیین‌های سوگواری با تغییراتی قابل تأمل همراه شده است؛ تغییراتی که از یک‌سو ریشه در سنت‌ها، عواطف قومی و فرهنگ بومی دارد و از سوی دیگر، گاه به عرصه‌ای برای چشم‌وهم‌چشمی، رقابت اجتماعی و تحمیل هزینه‌های سنگین بر خانواده‌های داغدار تبدیل می‌شود.

صدای جنوب 

به گزارش خبرنگار صدای جنوب شهرستان لنده، در سال‌های اخیر، شکل برگزاری برخی آیین‌های سوگواری با تغییراتی قابل تأمل همراه شده است؛ تغییراتی که از یک‌سو ریشه در سنت‌ها، عواطف قومی و فرهنگ بومی دارد و از سوی دیگر، گاه به عرصه‌ای برای چشم‌وهم‌چشمی، رقابت اجتماعی و تحمیل هزینه‌های سنگین بر خانواده‌های داغدار تبدیل می‌شود.

یکی از نمونه‌های این تغییر، حضور خوانندگان موسیقی محلی در برخی مراسم تشییع، فاتحه، هفته و سالگرد درگذشت افراد است؛ پدیده‌ای که اگرچه ممکن است برای بخشی از جامعه صرفاً نوعی آیین فرهنگی یا ابراز احساسات تلقی شود، اما گسترش آن و تبدیل‌شدنش به یک «انتظار اجتماعی» می‌تواند پیامدهای اقتصادی و فرهنگی قابل توجهی به همراه داشته باشد.

مسئله زمانی جدی‌تر می‌شود که خانواده‌ای، در شرایطی که با مشکلات اقتصادی و هزینه‌های سنگین زندگی دست‌وپنجه نرم می‌کند، خود را ناچار ببیند برای برگزاری مراسمی که قرار است یاد متوفی را گرامی بدارد، هزینه‌ای خارج از توان مالی خود پرداخت کند؛ گاهی حتی با قرض و بدهی.
اینجاست که یک پرسش اساسی شکل می‌گیرد: آیا سوگواری باید به اندازه توان مالی خانواده باشد یا خانواده باید برای تأمین توقعات اجتماعی، خود را به زحمت و بدهی بیندازد؟

از سنت به رقابت؛ وقتی «باید» جای «انتخاب» را می‌گیرد…

اصل موضوع فقط حضور یک خواننده در یک مراسم نیست. مسئله مهم‌تر، شکل‌گیری یک عرف اجتماعی است؛ عرفی که ممکن است به‌تدریج از «انتخاب خانواده» به «انتظار اطرافیان» تبدیل شود.
وقتی یک خانواده برای مراسم خود خواننده دعوت می‌کند، خانواده دیگری ممکن است احساس کند برای حفظ شأن اجتماعی یا جلوگیری از مقایسه شدن، باید همان کار را انجام دهد. سپس خانواده سوم نیز خود را در همین چرخه می‌بیند.

در چنین شرایطی، یک مراسم سوگواری می‌تواند ناخواسته به میدان رقابت تبدیل شود؛ رقابتی که پایان مشخصی ندارد و هر بار ممکن است سطح جدیدی از هزینه و تشریفات را به جامعه تحمیل کند.
این چرخه فقط اقتصادی نیست؛ فشار اجتماعی نیز در آن نقش دارد. فرد ممکن است توان مالی لازم را نداشته باشد، اما از ترس قضاوت دیگران یا حرف مردم، تن به هزینه‌ای بدهد که در شرایط عادی هرگز آن را نمی‌پذیرفت.

تناقضی که باید درباره آن حرف زد…

از یک طرف، بسیاری از خانواده‌ها از گرانی، بیکاری، تورم، هزینه‌های درمان، مسکن و مشکلات معیشتی گلایه دارند؛ از طرف دیگر، در برخی موارد برای برگزاری مراسم‌های پرهزینه، حاضر به پرداخت مبالغ قابل توجه یا حتی ایجاد بدهی می‌شوند.
این تناقض، بیش از آنکه یک مسئله اقتصادی باشد، یک مسئله فرهنگی و اجتماعی است.

فرهنگ عمومی زمانی آسیب می‌بیند که «توان پرداخت» با «الزام به پرداخت» اشتباه گرفته شود و خانواده‌ای تصور کند اگر نتواند مراسمی پرهزینه برگزار کند، از نگاه جامعه کم گذاشته است.
در حالی که شأن یک خانواده داغدار، نه با تعداد مهمانان، نه با میزان هزینه مراسم و نه با دستمزد یک خواننده، بلکه با احترام، محبت و یاد نیک از درگذشته سنجیده می‌شود.

تجربه پویش‌ها و کمپین ها؛ چرا نتیجه نگرفتیم؟

این مسئله البته تازه نیست. در سال‌های گذشته نیز در مناطق مختلف، پویش‌ها و حرکت‌های فرهنگی متعددی برای کاهش برخی رفتارهای پرهزینه یا آسیب‌زا در مراسم سوگواری شکل گرفته است؛ از پویش‌های مقابله با تیراندازی در مراسم گرفته تا تلاش برای کاهش هزینه‌های اضافی و جلوگیری از مزاحمت‌های صوتی و اجتماعی.
با این حال، تجربه نشان داده است که بسیاری از این حرکت‌ها، پس از مدتی فروکش کرده‌اند و نتوانسته‌اند به یک تغییر پایدار در رفتار اجتماعی تبدیل شوند.

سؤال مهم همین‌جاست:

چرا با وجود این همه تذکر، پویش، توصیه و هشدار، رفتار اجتماعی تغییر نمی‌کند؟
شاید پاسخ را نباید فقط در نبود قانون یا ضعف دستگاه‌های مسئول جست‌وجو کرد.
تغییر یک عادت اجتماعی، صرفاً با نصب بنر، انتشار یک پست در فضای مجازی یا برگزاری یک پویش اتفاق نمی‌افتد. وقتی یک رفتار در ساختار فرهنگی جامعه ریشه می‌دواند، برای تغییر آن باید خانواده، بزرگان، نخبگان، روحانیون، رسانه‌ها، فعالان فرهنگی، هنرمندان و مسئولان، هم‌زمان وارد میدان شوند.

مسئول کیست؟

اینجا شاید مهم‌ترین بخش ماجرا آغاز شود.
آیا مسئولان فرهنگی و اجتماعی شهر مقصرند که نتوانسته‌اند برای این مسئله یک برنامه مستمر و اثرگذار طراحی کنند؟
آیا شوراها و شهرداری‌ها، دستگاه‌های فرهنگی، نهادهای اجتماعی و متولیان فرهنگ عمومی باید جدی‌تر وارد میدان شوند؟

آیا روحانیون و ائمه جماعات نباید درباره تبدیل‌شدن برخی آیین‌های سوگواری به رقابت و تجمل، بیشتر با مردم گفت‌وگو کنند؟
آیا بزرگان، معتمدان، ریش‌سفیدان و افراد بانفوذ هر طایفه و خانواده، که در فرهنگ محلی از نفوذ اجتماعی بالایی برخوردارند، نباید برای تغییر این رویه پیش‌قدم شوند؟
یا شاید اصلاً مسئله اصلی خود ما مردم هستیم؛ مردمی که گاهی از یک رفتار انتقاد می‌کنیم، اما وقتی نوبت به مراسم خودمان می‌رسد، برای عقب نماندن از دیگران همان رفتار را تکرار می‌کنیم؟
واقعیت این است که احتمالاً پاسخ را نمی‌توان در یک گروه خلاصه کرد.

مسئولیت اجتماعی، مشترک است…

مسئولان وظیفه سیاست‌گذاری و فرهنگ‌سازی دارند؛ بزرگان و معتمدان وظیفه هدایت اجتماعی؛ خانواده‌ها وظیفه تصمیم‌گیری آگاهانه؛ رسانه‌ها وظیفه مطالبه‌گری و آگاهی‌بخشی و همه مردم نیز وظیفه دارند در برابر فشار «حرف مردم» تسلیم نشوند.

شاید باید از یک نفر شروع کنیم

اگر خانواده‌ای تصمیم بگیرد به جای پرداخت هزینه‌ای سنگین برای یک مراسم پرزرق‌وبرق، بخشی از همان پول را برای کمک به یک نیازمند، تهیه جهیزیه یک دختر بی‌بضاعت، درمان یک بیمار، ساخت مدرسه، کمک به دانش‌آموز نیازمند یا انجام یک کار خیر به نیت متوفی اختصاص دهد، آیا احترام او به درگذشته کمتر شده است؟

شاید برعکس؛ اینجا بتوان میان سوگواری، فرهنگ و کار خیر پیوندی تازه ایجاد کرد.
شاید وقت آن رسیده باشد که به جای اینکه از خود بپرسیم «فلانی برای مراسمش چه خواننده‌ای آورد؟»، بپرسیم:
«فلانی به یاد عزیز از دست‌رفته‌اش چه کار ماندگاری انجام داد؟»

این تغییر، با دستور و اجبار ایجاد نمی‌شود؛ با تغییر نگاه ایجاد می‌شود.
و پرسش نهایی همین است:
اگر سال‌هاست پویش‌ها، توصیه‌ها و تذکرها نتیجه مطلوب نداده‌اند، واقعاً چه کسی مقصر است؟ مسئولانی که نتوانسته‌اند فرهنگ‌سازی مؤثر کنند؟ بزرگان و ریش‌سفیدانی که سکوت کرده‌اند؟ خانواده‌هایی که برای حرف مردم هزینه می‌کنند؟ یا همه ما که از این وضعیت ناراضی هستیم، اما هنوز حاضر نیستیم از خودمان شروع کنیم؟

شاید پاسخ این سؤال، نه در یک اداره و نه در یک نهاد، بلکه در آینه‌ای باشد که هر کدام از ما مقابل خود می‌گیریم.

دیدگاه ها بسته شده اند.

نظرسنجی

    • آخرین اخبار
    • پربازدیدترین اخبار

    ویدیو ها

    همراه اول

    بالای صفحه