هنر نمایش در لنده سالهاست در شرایطی ادامه پیدا میکند که بسیاری از ابتداییترین زیرساختهای مورد نیاز آن وجود ندارد؛
صدای جنوب
به گزارش خبرنگار صدای جنوب شهرستان لنده، در شهرستان لنده، هنر نمایش سالهاست در شرایطی ادامه پیدا میکند که بسیاری از ابتداییترین زیرساختهای مورد نیاز آن وجود ندارد؛ نه سالن تخصصی تئاتر، نه سینما، نه فرهنگسرا و نه حتی فضایی ثابت و مجهز که گروههای نمایشی بتوانند تمرینها و اجراهای خود را در آن دنبال کنند. با این حال، علاقه مردم به هنر، نمایش و فعالیتهای فرهنگی از بین نرفته است و چند گروه نمایشی و هنرمندان این عرصه تلاش کردهاند با امکانات محدود، چراغ تئاتر را در این شهرستان روشن نگه دارند.

البته علاقه و ارتباط مردم لنده با هنرهای نمایشی موضوع تازهای نیست. این شهر سابقهای طولانی و بیش از صدساله در زمینه تعزیهخوانی دارد و در طول سالها، هنرمندان توانمند و صاحبنامی در عرصه تعزیه در این منطقه فعالیت کردهاند. تعزیه به عنوان یکی از گونههای مهم هنرهای نمایشی، بخشی از تجربه فرهنگی و هنری مردم منطقه بوده و همین پیشینه نشان میدهد که مردم لنده با زبان نمایش، اجرا، بازی، روایت و حضور روی صحنه بیگانه نیستند. به بیان دیگر، امروز اگر گروهی در لنده برای اجرای تئاتر تلاش میکند، بر بستری کاملاً بیگانه با نمایش قدم نگذاشته است؛ پشت سر این تلاشها، سالها تجربه و علاقه مردم منطقه به هنرهای نمایشی قرار دارد.
گروههایی مانند «تهلخار»، «فردا»، «بچههای آسمان»، مؤسسه فرهنگی هنری «پرش» و… در سالهای اخیر، هر کدام به اندازه توان و امکانات خود، در عرصه نمایش شهرستان فعالیت کردهاند؛ گروههایی که بخش قابل توجهی از مسیر تولید و اجرای یک اثر را نه در سالنهای مجهز و با امکانات حرفهای، بلکه با جستوجوی سادهترین امکانات مورد نیاز طی میکنند.

با این همه، همین شهر کوچک لنده نشان داده است که کمبود امکانات به معنای کمبود استعداد نیست. سال گذشته، یکی از گروه نمایش بچه های آسمان لنده توانست به جشنواره تئاتر فجر راه پیدا کند و در این رویداد کشوری نیز موفق به کسب عناوینی شود؛ اتفاقی که نشان میدهد در همین شهرستان، ظرفیت و استعدادهایی وجود دارد که اگر امکانات و حمایت بیشتری در اختیارشان قرار گیرد، میتوانند در سطح ملی نیز حضور پیدا کنند و تواناییهای خود را به نمایش بگذارند.
در یکی دو سال اخیر، فعالیت در حوزه نمایش کودک و نوجوان نیز در لنده بیشتر شده است. به همت مؤسسه «پرش» و هنرمندانی همچون سید یاسر خالقی، رؤیا موسایی، عابد اسکندری، احمد صفدری و دیگر فعالان این عرصه، هر چند ماه یکبار شاهد اجرای نمایشهایی برای کودکان و نوجوانان شهرستان هستیم؛ اتفاقی که در شهری فاقد سالن سینما و تئاتر تخصصی، اهمیت بیشتری پیدا میکند.

در این میان، باید از همکاری کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان لنده نیز قدردانی کرد که در این مدت، سالن خود را برای تمرین و اجرای نمایشهای کودک و نوجوان در اختیار گروههای نمایشی قرار داده است.
تابستان امسال دو نمایش کودک به همت مؤسسه پرش آماده شد که یکی از آن ها روی صحنه رفت و همین هفته، در پایان برنامههای اوقات فراغت تابستانی کانون سلمان فارسی، یک نمایش دیگر اجرا شد؛ اجرایی که خودِ برگزاری آن، با توجه به محدودیتهای موجود، مسیر سادهای نبوده است.

تماشاگر معمولاً زمانی که وارد محل اجرا میشود، با یک صحنه آماده، چند بازیگر، نور و صدا و یک داستان روبهروست. ممکن است نمایش تنها ۲۰ یا ۳۰ دقیقه طول بکشد و پس از پایان آن، سالن را ترک کند. اما آنچه روی صحنه دیده میشود، تنها بخش پایانی یک مسیر طولانی است.
پشت همان اجرای کوتاه، هفتهها و گاهی ماهها تمرین قرار دارد؛ انتخاب و آمادهسازی متن، آموزش بازیگران، بهویژه زمانی که بازیگران کودک و نوجوان باشند، هماهنگی عوامل، طراحی و آمادهسازی دکور، تهیه لباس و وسایل صحنه، گریم، آمادهسازی صدا و نور و پیدا کردن فضایی برای تمرین و اجرا.
کار با کودک و نوجوان نیز شرایط خاص خود را دارد. آموزش یک نقش به یک کودک، هماهنگ کردن چند بازیگر کودک، حفظ متن، تمرین حرکت و دیالوگ و رساندن گروه به نقطهای که بتواند یک اجرای منسجم ارائه دهد، زمان و انرژی زیادی میطلبد.
در لنده اما بخش مهمی از این مسیر با کمبود امکانات همراه است. گروهی که میخواهد نمایش اجرا کند، پیش از آنکه دغدغه کیفیت بازی، کارگردانی و متن را داشته باشد، باید برای پیدا کردن مکان تمرین و اجرا فکر کند؛ برای نور و صدا چارهای بیندیشد؛ دکور و وسایل مورد نیاز را خودش فراهم کند و برای لباس و گریم نیز هزینه و زمان جداگانهای اختصاص دهد.
افزایش هزینه تجهیزات و لوازم مورد نیاز نمایش، از عروسک و وسایل صحنه گرفته تا مواد گریم و لباس، فشار بیشتری بر گروههایی وارد کرده که معمولاً با بودجههای محدود و بدون پشتوانه مالی ثابت فعالیت میکنند.
به همین دلیل، شاید بتوان گفت در چنین شرایطی، یک اجرای نیمساعته تنها حاصل نیم ساعت حضور بازیگران روی صحنه نیست؛ حاصل هفتهها و ماهها تلاش افرادی است که بخشی از انرژی خود را صرف خودِ نمایش و بخش دیگری را صرف فراهم کردن حداقل امکانات برای امکانپذیر شدن نمایش میکنند.

نمایش کودک و نوجوان در چنین شرایطی اهمیت دوچندانی دارد. کودکی که در شهری بدون سینما و سالن تخصصی تئاتر زندگی میکند، برای دیدن یک اثر نمایشی باکیفیت، به همین تلاشهای محدود اما مستمر هنرمندان شهر نیاز دارد.
نمایش برای کودک و نوجوان فقط یک برنامه تفریحی برای پر کردن چند ساعت از اوقات فراغت نیست. کودک در جریان یک نمایش، داستان را میبیند، با شخصیتها همراه میشود، درباره انتخابها و رفتارهای آنها فکر میکند و گاهی مفاهیمی مانند دوستی، همکاری، مسئولیتپذیری، احترام، حل مسئله، شجاعت، پذیرش تفاوتها و پیامدهای تصمیمهای خود را بدون آنکه در معرض یک آموزش مستقیم و شعاری قرار بگیرد، تجربه میکند.
تئاتر همچنین فرصتی برای تقویت تخیل و خلاقیت کودک است. کودک در سالن نمایش فقط تماشاگر نیست؛ ذهن او همزمان در حال ساختن تصویر، دنبال کردن داستان، پیشبینی اتفاق بعدی و همدلی با شخصیتهاست. حضور در یک اجرای زنده، برخلاف بسیاری از سرگرمیهای تصویری، کودک را در یک تجربه جمعی قرار میدهد؛ تجربهای که در آن باید گوش بدهد، تمرکز کند، احساسات دیگران را ببیند و با واکنشهای جمعی همراه شود.
از سوی دیگر، نمایش میتواند به تقویت مهارتهای ارتباطی و اجتماعی کودکان و نوجوانان کمک کند. برای کودکانی که خودشان در یک گروه نمایشی فعالیت میکنند، این اثر حتی پررنگتر است؛ آنها یاد میگیرند در یک کار گروهی مسئولیت داشته باشند، منتظر نوبت خود بمانند، با دیگران هماهنگ شوند، اشتباه کنند و دوباره تمرین کنند تا به نتیجه برسند.
نبود سالن نمایش و کمبود اجرای کودک و نوجوان فقط یک کمبود برای هنرمندان نیست؛ بخشی از فرصتهای فرهنگی و تربیتی کودکان یک شهر را نیز محدود میکند. کودکان لنده نیز مانند کودکان دیگر شهرها حق دارند نمایش ببینند، با هنر آشنا شوند، تخیل کنند، بخندند، بیاموزند و حتی خودشان فرصت تجربه کردن صحنه را داشته باشند.
با وجود این، تداوم چنین فعالیتهایی تنها با انگیزه شخصی هنرمندان ممکن نیست. علاقه و تعهد هنرمندان، اگرچه نقطه آغاز است، اما برای ادامه مسیر به حمایت نیاز دارد؛ حمایت از فضای تمرین و اجرا گرفته تا امکانات فنی، تجهیزات، تبلیغات و کمک به تولید آثار.
گروههای نمایشی لنده شاید امکانات گروههای حرفهای شهرهای بزرگ را نداشته باشند، اما همین که در چنین شرایطی همچنان تمرین میکنند، تولید میکنند و برای کودکان و نوجوانان شهر نمایش روی صحنه میبرند، اتفاق جهادی است که باید دیده شود.
قدردانی از هنرمندانی که با امکانات محدود فعالیت میکنند، تنها با تشویق پایان نمییابد. این گروهها بیش از هر چیز به فضایی برای تمرین و اجرا و حمایت عملی نیاز دارند؛ فضایی که بتواند بخشی از هزینهها و دشواریهای تولید یک اثر را کاهش دهد و اجازه دهد انرژی هنرمندان بیشتر صرف کیفیت هنری اثر شود، نه پیدا کردن ابتداییترین امکانات.
چراغ تئاتر لنده هنوز روشن است؛ اما برای روشن ماندن آن، دستهای بیشتری لازم است.
این گروهها قرار نیست با کمبود امکانات برای همیشه کنار بیایند. اگر قرار است هنر نمایش در لنده رشد کند و کودکان و نوجوانان این شهر سهمی از تئاتر و تجربههای فرهنگی داشته باشند، باید از مرحله قدردانی عبور کرد و به مرحله حمایت رسید.
شاید امروز یک گروه نمایشی در لنده با دست خالی یک نمایش کوتاه روی صحنه ببرد؛ اما همین نمایش کوتاه میتواند نشانه آن باشد که در شهری بدون زیرساختهای تخصصی، هنوز هنرمندانی هستند که نخواستهاند چراغ صحنه خاموش شود.
